غزل ۲۴۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
۲
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
۳
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
۴
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
۵
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
۶
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
۷
گر چه میدانم که دشوار است صبر از روی دوست
۸
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
۹
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
۱۰
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش