غزل ۲۶۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنم
۲
زهر خند است این که پنداری تبسم میکنم
۳
در میان اشک شادی گم شدم روز وصال
۴
اینچنین روزی که دیدم خویش را گم میکنم
۵
با من آواره مردم تا به کشتن همرهند
۶
من نمیدانم چه بیراهی به مردم میکنم
۷
چهره پرخاکستر از گلخن برون خواهم دوید
۸
هر چه خواهد کوهکن تا من تظلم میکنم
۹
تکیه بر محراب دارد عابد و زاهد به زهد
۱۰
وحشی دردی کشم من تکیه بر خم میکنم