غزل ۲۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تو زمن پرس قدر روز وصال
۲
تشنه داند که چیست آب زلال
۳
ذوق آن جستن از قفس ناگاه
۴
من شناسم نه مرغ فارغ بال
۵
میتوان مرد بهر آن هجران
۶
کش وصال تو باشد از دنبال
۷
این منم، این منم به خدمت تو
۸
ای خوشم حال و ای خوشم احوال
۹
این تویی، این تویی برابر من
۱۰
ای خوشم بخت و ای خوشم اقبال
۱۱
وحشی اسباب خوشدلی همه هست
۱۲
ای دریغا دو جام مالامال