Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۲۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم
۲
گرم کن هنگامهٔ دیگر که ما افسرده‌ایم
۳
گر همه مرهم شوی ما را نباشی سودمند
۴
کز تو پر آزردگی داریم و بس آزرده‌ایم
۵
لخت لخت است این جگر چون خود نباشد لخت لخت
۶
که مگر دندان حسرت بر جگر افشرده‌ایم
۷
در نمی‌گیرد باو نیرنگ سازیهای ما
۸
گر چه ز افسون آب از آتش برون آورده‌ایم
۹
وحشی آن چشمت اگر خواند به خود نادیده کن
۱۰
کان فریب است اینکه ما سد بار دیگر خورده‌ایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.