غزل ۲۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
۲
دل من برده بنیاد جفا کردی چه میکردم
۳
هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا
۴
دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه میکردم
۵
نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من
۶
مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه میکردم
۷
بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله
۸
اگر بعد از وفا این کارها کردی چه میکردم
۹
شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی
۱۰
دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه میکردم