غزل ۲۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
۲
قربان اختلاط فریبندهات شوم
۳
بیعانهٔ هزار غلام است خندهات
۴
سد بار بندهٔ لب پر خندهات شوم
۵
سد کس به یک نگه فکنی در کمان لطف
۶
شیدایی نگاه پراکندهات شوم
۷
پروانه سوزد از پی سد گام پرتوت
۸
سرگرم شمع عارض تابندهات شوم
۹
خوش اختریست اینکه بر آمد به طالعت
۱۰
وحشی غلام اختر تابندهات شوم