غزل ۲۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
۲
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
۳
زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
۴
درماندهام و چارهٔ این باب ندارم
۵
آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
۶
دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم
۷
ساقی می صافی به حریفان دگر ده
۸
من درد کشم ذوق می ناب ندارم
۹
وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست
۱۰
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم