Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
۲
نگاهی چند ناز آلوده در کار نیازم کن
۳
درخت میوه‌ای داری صلای میوه‌ای میزن
۴
ولی اندیشه از گستاخی دست درازم کن
۵
به دیوانش مرا کاری فتاد ای لطف پنهانی
۶
یکی زان شیوه‌های پیش خدمت کار سازم کن
۷
برون آور ز جیبت آن عنایتها که می‌دانی
۸
کلیدی وز در زندا ن غم این قفل بازم کن
۹
به هیچم می‌توان کردن تسلی گر دلت خواهد
۱۰
نمی‌گویم که خاص از شیوه‌های دلنوازم کن
۱۱
حجابست اینکه خالی می‌کند پهلوی ما از تو
۱۲
به یک جانب فکن این شرم، و رفع احترازم کن
۱۳
ز من برخاست تکلیف از جنون عشق بت وحشی
۱۴
ببر دیوانگی از طبع و تکلیف نمازم کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.