غزل ۳۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن
۲
سعی دارد محنت هجران تو هم امداد کن
۳
عیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیر
۴
رحم گو بر جان محنت دیدهٔ فرهاد کن
۵
ناقهٔ لیلی به سرعت رفت و از آشفتگی
۶
راه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کن
۷
ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستی
۸
هیچ عیبی نیست ما را نیز گاهی یاد کن
۹
غافلی وحشی ز ترک چشم تیر انداز او
۱۰
تیر جست ای صید غافل چشم بر صیاد کن