غزل ۳۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نوبهار آمد ولی بیدوستان در بوستان
۲
آتشین میلیست در چشمم نهال ارغوان
۳
تا گل سوری بخندد ساقی بزم بهار
۴
ریخت در جام زمرد فام خیری زعفران
۵
غنچه کی خندد به روی بلبل شب زندهدار
۶
گر نیندازد نسیم صبح خود را در میان
۷
بر سر هر شاخ گل مرغی خوش الحان و مرا
۸
مهر خاموشیست چون برگ شقایق بر زبان
۹
غنچه با مرغ سحر خوان سرگران گردیده بود
۱۰
از کناری باد صبح انداخت خود را در میان