غزل ۳۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک بار نباشد که نیازردهام از تو
۲
در حیرتم از خود که چه خوش کردهام از تو
۳
خواهم که حریفی چو تو خوبت بچشاند
۴
ته ماندهٔ این رطل که من خوردهام از تو
۵
این میوه که آلوده به زهرم لب و دندان
۶
نوباوهٔ شاخیست که پروردهام از تو
۷
سد پردهٔ خون گشت بر عقدهٔ غم خشک
۸
دل مردهتر از غنچهٔ پژمردهام از تو
۹
چون وحشی اگر عمر بود بر تو فشاندم
۱۰
جانی که به نزدیک لب آوردهام از تو