Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
۲
طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو
۳
می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت
۴
شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو
۵
وقتی نگاهی رسم بود از چشم سنگین دل بتان
۶
آن رسم هم منسوخ شد در عهد استغنای تو
۷
فرسوده سرها در رهت در هر سری سد آرزو
۸
وان آرزوها خاک شد یک یک به زیر پای تو
۹
وحشی ببین اندوه دل وز سخت جانی دم مزن
۱۰
کز هم بپاشد کوه را اندوه جان فرسای تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.