غزل ۳۷۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
۲
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای
۳
چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال
۴
اینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای
۵
ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
۶
چون به لطف خویشتن امیدوارم کردهای
۷
تو همان یاری که با من داشتی صد التفات
۸
کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کردهای
۹
ای که میپرسی بدینسان کیستی زار و نزار
۱۰
وحشیم من کاینچنین زار و نزارم کردهای