غزل ۳۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
۲
نام متاع من به زبان آورد کسی
۳
یاری که دستگیری یاری کند کجاست
۴
گر سینهای خراشد و جیبی درد کسی
۵
یاریست هر چه هست و ز یاری غرض وفاست
۶
یاری که بیوفاست کجا میبرد کسی
۷
دهقان چه خوب گفت چو میکند خاربن
۸
شاخی کش این بر است چرا پرورد کسی
۹
وحشی برای صحبت یاران بیوفا
۱۰
خاطر چرا حزین کند و غم خورد کسی