غزل ۳۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
۲
غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
۳
نی نالهای نزدیک لب نی گریهای در دل گره
۴
یارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
۵
گفتی به عشق دیگری آلودهای تهمت مکن
۶
حاشا معاذالله کجا عشق من و آلودگی
۷
رفت آن سوار تندرو ماند این سگ دنبالهدو
۸
بشتاب ای پای طلب یارب مبادت سودگی