غزل ۳۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای آنکه عرض حال من زار کردهای
۲
با او کدام درد من اظهار کرده ای
۳
آزاد کن ز راه کرم گر نمیکشی
۴
ما را چه بیگناه گرفتار کردهای
۵
تا من خجل شوم که بد غیر گفتهام
۶
دایم سخن ز نیکی اغیار کردهای
۷
تا جان دهم ز شوق چو این مژده بشنوم
۸
آهنگ پرسش من بیمار کردهای
۹
وحشی به کار غیر اگر شهرهای چه شد
۱۰
نقد حیات صرف در این کار کرده ای
