غزل ۳۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگویی
۲
تو خود آزار من کن از چه با اغیار میگویی
۳
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین
۴
چو من یک حرف گویم، گوییم بسیار میگویی
۵
تغافل میزنی گر یک سخن صد بار میگویم
۶
و گر گویی جوابی روی بر دیوار میگویی
۷
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم
۸
پس از عمری که حرفی با من بیمار میگویی
۹
نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی
۱۰
مگر وقتی که نبود قوت گفتار میگویی
