وحشی · فرهاد و شیرین

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یکی صیاد مرغی بسته پر داشت
۲
به بستان برد و بند از پاش برداشت
۳
زدندش طایران بوستانی
۴
صلای رغبت هم آشیانی
۵
چو پرزد دید بال خویش بسته
۶
عدوی خانه در پهلو نشسته
۷
برآورد از شکاف سینهٔ خویش
۸
صفیری پرخراش از سینهٔ ریش
۹
که مرغی را چه ذوق از سرو شمشاد
۱۰
که پروازش بود در دست صیاد
۱۱
قفس باشد ارم بر نغمه سازی
۱۲
که بیند در کمین تاراج بازی
۱۳
شما کزادگان شاخسارید
۱۴
نشاط سرو و گل فرصت شمارید
۱۵
که صیاد مرا با من شماریست
۱۶
مرا هم در شکنج دام کاریست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.