Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ناصرخسرو · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز بند آز به جز عاقلان نرسته‌ستند
۲
دگر به تیغ طمع حلق خویش خسته‌ستند
۳
طمع ببر تو ز بیشی که جمله بی طمعان
۴
ز دست بند ستمگاره دهر جسته‌ستند
۵
گوزن و گور که استام زر نمی‌جویند
۶
زقید و بند و غل و برنشست رسته‌ستند
۷
و گر بر اسپ ستام است، لاجرم گردنش
۸
چو بندگان ذلیل و حقیر بسته‌ستند
۹
پراپرند زطمع بازو، جغدکان بی‌رنج
۱۰
نشسته‌اند ازیشان طمع گسسته‌ستند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.