قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از بهر چه این خر رمه بیبند و فسارند؟
۲
یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند
۳
گفتن نتوانند، چو گوئی ننیوشند
۴
کز خمر جهالت همه سر پر ز خمارند
۵
ارز سخن خوب خردمندان دانند
۶
کز خاطر خود ریگ بیابان بشمارند
۷
مشک است سخن نافهٔ او خاطر دانا
۸
معنی بود آن مشک که از نافه برآرند
۹
مر جاهل را نبود اندازهٔ عالم
۱۰
صد مرغ یله قیمت یک باز ندارند