شمارهٔ ۶۷ - در شرح شکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گاه توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی
۲
کز هجی بینم زیان و از مدایح سود نی
۳
گر خسیسانرا هجی گویی، بلی باشد مدیح
۴
گر بخیلانرا مدیح آری، بلی باشد هجی
۵
روزگاری پیشمان آمد، بدین صنعت همی
۶
هم خزینه، هم قبیله، هم ولایت، هم لوی
۷
از میان خانهٔ کعبه فرو آویختند
۸
شعر نیکو را به زرین سلسله پیش عزی
۹
امرؤ القیس و لبید و اخطل و اعشی قیس
۱۰
برطللها نوحه کردندی و بر رسم بلی
۱۱
ما همه بر نظم و شعر و قافیه نوحه کنیم
۱۲
نه بر اطلال و دیار و نه وحوش و نه ظبی
۱۳
بو نواس و بو حداد و بوملیک، ابن البشیر
۱۴
بو دواد و بن درید و ابن احمر، یافتی
۱۵
آنکه گفتهست «آذنتنا» آنکه گفت «الذاهبین»
۱۶
آنکه گفت «السیف اصدق» آنکه گفت« ابلی الهوی»
۱۷
بوالعلاء و بوالعباس و بوسلیک و بوالمثل
۱۸
آنکه از ولوالج آمد آنکه آمد از هری
۱۹
از حکیمان خراسان، کو شهید و رودکی
۲۰
بوشکور بلخی و بوالفتح بستی هکذی
۲۱
گو بیاید و ببینید این شریف ایام را
۲۲
تا کند هرگز شما را شاعری کردن کری؟
۲۳
روزگاری کان حکیمان و سخنگویان بدند
۲۴
بود هر یک را به شعر نغز گفتن اشتهی
۲۵
اندرین ایام ما بازار هزلست و فسوس
۲۶
کار بوبکر ربابی دارد و طنز جحی
۲۷
هر کرا شعری بری، یا مدحتی پیش آوری
۲۸
گوید این یکسر دروغست ابتدا تا انتهی
۲۹
گر مدیح و آفرین شاعران بودی دروغ
۳۰
شعر حسان بن ثابت کی شنیدی مصطفی
۳۱
بر لب و دندان آن شاعر که نامش نابغه
۳۲
کی دعا کردی رسول هاشمی خیرالوری
۳۳
شاعری عباس کرد و طلحه کرد و حمزه کرد
۳۴
جعفر و سعد وسعید و سید ام القری
۳۵
ور عطا دادن به شعر شاعران بودی فسوس
۳۶
احمدبن مرسل ندادی کعب را هدیه ردی