غزل شمارهٔ ۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل پیشکش تو جان نهاده است
۲
عشقت به دل جهان نهاده است
۳
جان گر همه با همه دلی داشت
۴
با عشق تو در میان نهاده است
۵
تا نام تو بر زبان بیفتاد
۶
دل مهر تو بر زبان نهاده است
۷
اندک سخنی زبانت را عذر
۸
از نیستی دهان نهاده است
۹
نظاره قندز هلالت
۱۰
موئی به هزار جان نهاده است
۱۱
از نالهٔ من رقیب در گوش
۱۲
انگشت خدای خوان نهاده است