غزل شمارهٔ ۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم در بحر سودای تو غرق است
۲
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
۳
فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
۴
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
۵
جهان بستد ز ما طوفان عشقت
۶
امانی ده که ما را بیم غرق است
۷
تو هم هستی در این طوفان ولیکن
۸
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
۹
اگرچه دیگری بر ما گزیدی
۱۰
ندانستی کز او تا ما چه فرق است