غزل شمارهٔ ۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
علم عشق عالی افتاده است
۲
کیسهٔ صبر خالی افتاده است
۳
اختیاری نبود عشق مرا
۴
که ضروری و حالی افتاده است
۵
اختر عشق را به طالع من
۶
صفت بیزوالی افتاده است
۷
دست بر شاخ وصل او نرسد
۸
ز آنکه در اصل عالی افتاده است
۹
خوش بخندم چو زلف او بینم
۱۰
زآنکه شکلش هلالی افتاده است
۱۱
هرچه دارد ضمیر خاقانی
۱۲
در غمش حسب حالی افتاده است