غزل شمارهٔ ۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن زمان کو زلف را سر میبرد
۲
از صبا پیوند عنبر میبرد
۳
در غم زنجیر مشکینش فلک
۴
هر زمان زنجیر دیگر میبرد
۵
در جمال روی او نظارگی
۶
دست را حالی به خنجر میبرد
۷
پس عجب نی گر رگ ایمان ما
۸
نیش آن مژگان کافر میبرد
۹
این عجبتر، کان لب نوشین به لطف
۱۰
گردنان را سر به شکر میبرد
۱۱
گفت خاقانی نه مرد درد ماست
۱۲
زین بهانه آبش از سر میبرد