غزل شمارهٔ ۱۴۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شور عشق تو در جهان افتاد
۲
بیدلان را به جان زیان افتاد
۳
تو هنوز از جهان نزاده بدی
۴
کز تو آوازه در جهان افتاد
۵
آتشی زد غم تو در جانم
۶
که شرارش بر آسمان افتاد
۷
تو سلامت گزین که نام دلم
۸
از ملامت به هر زبان افتاد
۹
کار من مصلحت کجا گیرد
۱۰
خاصه کاین فتنه در میان افتاد
۱۱
صوتر حال خصم و خاقانی
۱۲
مثل مار و باغبان افتاد