Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
۲
سلطان عشقت ای مه هر دو جهان بگیرد
۳
زلف تو گر به عادت خود را کمند سازد
۴
مرغ از هوا درآرد، مه ز آسمان بگیرد
۵
ماهی است عارض تو کاندر سپهر خوبی
۶
چون از افق برآید آفاق جان بگیرد
۷
در پای غم فکنده است هجر تو عالمی را
۸
زنهار وصل را گو تا دستشان بگیرد
۹
وصلت به کار ایشان دست از میان برآرد
۱۰
گر هجر تو به زودی پای از میان بگیرد
۱۱
گرخوش خوئی نداری خاقانی آن نداند
۱۲
داند که خوش نگاری این را به آن بگیرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.