غزل شمارهٔ ۱۷۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم ز هوای تو بر نمیگردد
۲
هوای تو ز دلم زاستر نمیگردد
۳
بدل مجوی که بر تو بدل نمیجویم
۴
دگر مشو که غم تو دگر نمیگردد
۵
اثر نماند ز من در غم تو این عجب است
۶
که در دل تو ازین غم اثر نمیگردد
۷
بد است کار من از فرقت تو وین بد را
۸
هزار شکر کنم چون بتر نمیگردد
۹
به زر شدی همه کارم ز وصل تو چون زر
۱۰
ز بیزری است که کارم چو زر نمیگردد
۱۱
مرا ز بخت خود است این و خود عجب دارم
۱۲
اگر جهان به چنین بخت برنمیگردد
۱۳
اگرچه آب فراقت ز فرق من بگذشت
۱۴
دلم خوش است که کعب تو تر نمیگردد
۱۵
کدام روز که پیش در تو خاقانی
۱۶
شهیدوار به خونابه در نمیگردد