Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صبح چون جیب آسمان بگشاد
۲
هاتف صبح‌دم زبان بگشاد
۳
پر فرو کوفت مرغ صبح‌دمی
۴
دم او خواب پاسبان بگشاد
۵
نفس عاشقان و نالهٔ کوس
۶
نفخهٔ صور در دهان بگشاد
۷
چشمهٔ دل فسرده بود مرا
۸
ز آتش صبح درزمان بگشاد
۹
دل من بی‌میانجی از پی صبح
۱۰
کیسه‌ها داشت از میان بگشاد
۱۱
صبح بی‌منت از برای دلم
۱۲
نافه‌ها داشت رایگان بگشاد
۱۳
ریزش ابر صبحگاهی دید
۱۴
طبع من چون صدف دهان بگشاد
۱۵
دعوت عاشقانه می‌کردم
۱۶
بخت درهای آسمان بگشاد
۱۷
الصبوح الصبوح می‌گفتم
۱۸
عشق خم‌خانهٔ روان بگشاد
۱۹
الرفیق الرفیق می‌راندم
۲۰
رصد غیب راه جان بگشاد
۲۱
شاهد دل درآمد از در من
۲۲
بند لعل از شکرستان بگشاد
۲۳
گه به لب‌ها ز آتش جگرم
۲۴
آب حیوان به امتحان بگشاد
۲۵
گه به دندان ز رشتهٔ جانم
۲۶
گرهٔ غم یکان یکان بگشاد
۲۷
گفت خاقانیا تو ز آن منی
۲۸
این بگفت، آفتاب ران بگشاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.