Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
۲
در سینهٔ جان‌بازان سودای تو اولی‌تر
۳
ای جان همه عالم، ریحان همه عالم
۴
سلطان همه عالم مولای تو اولی‌تر
۵
ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران
۶
صبر همه مستوران، رسوای تو اولی‌تر
۷
خواهی که کشی یاری آن یار منم آری
۸
گر کشتنیم باری در پای تو اولی‌تر
۹
خرم‌ترم اینک بین از خوی توام غمگین
۱۰
کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولی‌تر
۱۱
دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند
۱۲
چون جای تو او داند او جای تو اولی‌تر
۱۳
رای تو به کین‌توزی دارد سر جان‌سوزی
۱۴
چون نیست لبت روزی هم رای تو اولی‌تر
۱۵
تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی
۱۶
یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولی‌تر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.