غزل شمارهٔ ۱۹۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
فتادهام به طلسم کشاکش تقدیر
۲
نه گرد خانه به دوشم نه خاک دامنگیر
۳
دل رمیده و شوق بهانه خود دارم
۴
که دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر
۵
چه طرفها که نبستم ز رهنمائی دل
۶
دلیل رهزن من مست خواب و راه خطیر
۷
خدا زیارت فتراک دل نصیب کناد
۸
رمیده خاطرم از دام راه بیتاثیر
۹
نفس کشیدن مرغ اسیر پرواز است
۱۰
مباد صید رهائی شوی ز دام صفیر
۱۱
دلی که بال و پری در هوای خاک بزد
۱۲
ندید خواب شکفتن چو غنچهٔ تصویر
۱۳
ز سینه تا به لب آئین نیشتر دارم
۱۴
حدیث از جگر پاره میکنم تفسیر
۱۵
تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
۱۶
چرا غزال قناعت نمیکنی تسخیر
۱۷
ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم
۱۸
که صبح را دهم از گریه توشهٔ شبگیر
۱۹
تو خاقنی که به تاراج امتحان رفتی
۲۰
ز گرد کورهٔ وارستگی طلب اکسیر