غزل شمارهٔ ۲۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای دل آن زنار نگسستی هنوز
۲
رشتهٔ پندار نگسستی هنوز
۳
خاک هر پی خون توست از کوی یار
۴
پی ز کوی یار نگسستی هنوز
۵
در سر کار هوا شد دین و دل
۶
هم نظر زان کار نگسستی هنوز
۷
تن چو جان از دیده نادیدار ماند
۸
دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز
۹
بر سر بازار عشق آبت برفت
۱۰
پای ز آن بازار نگسستی هنوز
۱۱
تاختی بر اسب همت سالها
۱۲
تنگ آن رهوار نگسستی هنوز
۱۳
رشتهٔ جانت ز غم یک تار ماند
۱۴
شکر کن کان تار نگسستی هنوز
۱۵
لاف یکرنگی مزن خاقانیا
۱۶
کز میان زنار نگسستی هنوز