غزل شمارهٔ ۲۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
۲
از سر کوی تو پای بازنگیرم
۳
زخم سنان تو را سپر کنم از دل
۴
تا تو بدانی که با تو راست چو تیرم
۵
خصم و شفیعم توئی ز تو به که نالم
۶
کز توی ناحق گزار نیست گزیرم
۷
ساختهام با بلای عشق تو چونانک
۸
گر عوضش عافیت دهی نپذیرم
۹
بیتو چو شمعم که زنده دارم شب را
۱۰
چون نفس صبحدم دمید، بمیرم
۱۱
زخمهٔ عشق تو راست از دل من ساز
۱۲
زاری خاقانی است نالهٔ زیرم