Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
منم آن کز طرب غمین باشم
۲
لیکن از غم طرب گزین باشم
۳
درد غم بایدم نه صاف طرب
۴
زانکه با دردکش قرین باشم
۵
یک‌دم و نیم جان گرو دارم
۶
من مقامر دلم چنین باشم
۷
سه یک دوستان سه شش خواهم
۸
که همه با گرو به کین باشم
۹
ور سه شش نقش خویش یک بینم
۱۰
هم نخواهم که نقش‌بین باشم
۱۱
راست بیرون دهم همه کژ خویش
۱۲
گرچه کژ نقش چون نگین باشم
۱۳
آفتابم که خاک ره بوسم
۱۴
نه هلالم که نازنین باشم
۱۵
نه چنوهم کمان کشم بر خلق
۱۶
بهر یک شب که در کمین باشم
۱۷
جرعه برچیند آفتاب از خاک
۱۸
من هم از خاک جرعه چین باشم
۱۹
کو خرابات کهف شیر دلان
۲۰
تا سگ آستان نشین باشم
۲۱
نه نه آن جمع هفت مردانند
۲۲
من که باشم که هشتمین باشم
۲۳
من که باشم که در وجود نیم
۲۴
تا در این دور کم حزین باشم
۲۵
یا به صد سال پیش ازین بودم
۲۶
یا به صد سال بعد ازین باشم
۲۷
چون من از عهد هیچ نندیشم
۲۸
از بدی عهد چون غمین باشم
۲۹
چون من امروز در میانه نیم
۳۰
چه میانجی کفر و دین باشم
۳۱
من نه خاقانیم که خاقانم
۳۲
تا کله‌دار راستین باشم
۳۳
شرق و غرب اتفاق کرد بر آنک
۳۴
مبدع معنی آفرین باشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.