Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
۲
با انده او زشت است اندوه جهان خوردن
۳
گر پای سگ کویش بر دیدهٔ ما آید
۴
زین مرتبه بر دیده تشویر توان خوردن
۵
در عشوهٔ وصل او عمری به کران آرم
۶
گرچه ز خرد نبود زهری به گمان خوردن
۷
آنجا که سنان باشد با کافر مژگانش
۸
خوشتر ز شکر دانم بر سینه سنان خوردن
۹
در راه وفای او شد شیفته خاقانی
۱۰
هر روز قفای نو از دست زمان خوردن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.