غزل شمارهٔ ۲۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درد دل گویم از نهان بشنو
۲
راز، بیزحمت زبان بشنو
۳
جوش دریای غصه باور کن
۴
موج خون بنگر و فغان بشنو
۵
بر کنار دو جوی دیدهٔ من
۶
بانگ دولاب آسمان بشنو
۷
لرزهٔ برق در سحاب دل است
۸
نالهٔ رعد ز امتحان بشنو
۹
پیش کوه ار غمان من گویی
۱۰
کوه را بانگ الامان بشنو
۱۱
چون بخندد عدو ز گریهٔ من
۱۲
دل به خشمم کند که هان بشنو
۱۳
تندرستی ورای سلطانی است
۱۴
از دو تن پرس و شرح آن بشنو
۱۵
یا ز دربان تندرست بپرس
۱۶
یا ز سلطان ناتوان بشنو
۱۷
حال شبهای هجر خاقانی
۱۸
چون بخواهی ز این و آن بشنو