Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی
۲
تب‌ها شودم بسته چو لب‌ها بگشایی
۳
با آنکه دل و جانم دانی که تو را اند
۴
عمرم به کران رفت و ندانم تو که رایی
۵
از غیرت عشق تو به دندان بگزم لب
۶
گر در دلم آید که در آغوش من آیی
۷
گفتی ببرم جان تو، اندیشه در این نیست
۸
اندیشه در آن است که بر گفته نپایی
۹
شد ناخن من سفته ز بس کز سر مژگان
۱۰
انگشت مرا پیشه شد الماس ربایی
۱۱
خاقانی از اندیشهٔ عشق تو در آفاق
۱۲
چون آب روان کرد سخن‌های هوایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.