زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فلک کژروتر است از خط ترسا
۲
مرا دارد مسلسل راهب آسا
۳
نه روح الله در این دیر است چون شد
۴
چنین دجال فعل این دیر مینا
۵
تنم چون رشتهٔ مریم دوتا است
۶
دلم چون سوزن عیساست یکتا
۷
من اینجا پای‌بند رشته ماندم
۸
چو عیسی پای‌بند سوزن آنجا
۹
چرا سوزن چنین دجال چشم است
۱۰
که اندر جیب عیسی یافت ماوا
۱۱
لباس راهبان پوشیده روزم
۱۲
چو راهب زان برآرم هر شب آوا
۱۳
به صور صبح گاهی برشکافم
۱۴
صلیب روزن این بام خضرا
۱۵
شده است از آه دریا جوشش من
۱۶
تیمم گاه عیسی قعر دریا
۱۷
به من نامشفقند آباء علوی
۱۸
چو عیسی زان ابا کردم ز آبا
۱۹
مرا از اختر دانش چه حاصل
۲۰
که من تاریک او رخشنده اجزا
۲۱
چه راحت مرغ عیسی را ز عیسی
۲۲
که همسایه است با خورشید عذرا
۲۳
گر آن کیخسرو ایران و تور است
۲۴
چرا بیژن شد اندر چاه یلدا
۲۵
چرا عیسی طبیب مرغ خود نیست
۲۶
که اکمه را تواند کرد بینا
۲۷
نتیجه دختر طبعم چو عیسی است
۲۸
که بر پاکی مادر هست گویا
۲۹
سخن بر بکر طبع من گواه است
۳۰
چو بر اعجاز مریم نخل خرما
۳۱
چو من ناورد پانصد سال هجرت
۳۲
دروغی نیست ها برهان من ها
۳۳
برآرم زاین دل چون خان زنبور
۳۴
چو زنبوران خون آلوده غوغا
۳۵
زبان روغنینم زآتش آه
۳۶
بسوزد چون دل قندیل ترسا
۳۷
چو قندیلم برآویزند و سوزند
۳۸
سه زنجیرم نهادستند اعدا
۳۹
چو مریم سرفکنده، ریزم از طعن
۴۰
سرشکی چون دم عیسی مصفی
۴۱
چنان استاده‌ام پیش و پس طعن
۴۲
که استاده است الف‌های اطعنا
۴۳
مرا زانصاف یاران نیست یاری
۴۴
تظلم کردنم زان نیست یارا
۴۵
علی الله از بد دوران علی الله
۴۶
تبرا از خدا دوران تبرا
۴۷
نه از عباسیان خواهم معونت
۴۸
نه بر سلجوقیان دارم تولا
۴۹
چو داد من نخواهد داد این دور
۵۰
مرا چه ارسلان سلطان چه بغرا
۵۱
چو یوسف نیست کز قحطم رهاند
۵۲
مرا چه ابن‌یامین چه یهودا
۵۳
مرا اسلامیان چون داد ندهند
۵۴
شوم برگردم از اسلام حاشا
۵۵
پس از تحصیل دین از هفت مردان
۵۶
پس از تاویل وحی از هفت قرا
۵۷
پس از الحمد و الرحمن والکهف
۵۸
پس از یاسین و طاسین میم و طاها
۵۹
پس از میقات حج و طوف کعبه
۶۰
جمار و سعی و لبیک و مصلی
۶۱
پس از چندین چله در عهد سی سال
۶۲
شوم پنجاهه گیرم آشکارا
۶۳
مرا مشتی یهودی فعل، خصمند
۶۴
چو عیسی ترسم از طعن مفاجا
۶۵
چه فرمائی که از ظلم یهودی
۶۶
گریزم بر در دیر سکوبا
۶۷
چه گوئی کستان کفر جویم
۶۸
نجویم در ره دین صدر والا
۶۹
در ابخازیان اینک گشاده
۷۰
حریم رومیان آنک مهیا
۷۱
بگردانم ز بیت الله قبله
۷۲
به بیت المقدس و محراب اقصی
۷۳
مرا از بعد پنجه ساله اسلام
۷۴
نزیبد چون صلیبی بند بر پا
۷۵
روم ناقوس بوسم زین تحکم
۷۶
شوم زنار بندم زین تعدا
۷۷
کنم تفسیر سریانی ز انجیل
۷۸
بخوانم از خط عبری معما
۷۹
من و ناجرمکی و دیر مخران
۸۰
در بقراطیانم جا و ملجا
۸۱
مرا بینند اندر کنج غاری
۸۲
شده مولو زن و پوشیده چوخا
۸۳
به جای صدرهٔ خارا چو بطریق
۸۴
پلاسی پوشم اندر سنگ خارا
۸۵
چو آن عود الصلیب اندر بر طفل
۸۶
صلیب آویزم اندر حلق عمدا
۸۷
وگر حرمت ندارندم به ابخاز
۸۸
کنم زآنجا به راه روم مبدا
۸۹
دبیرستان نهم در هیکل روم
۹۰
کنم آئین مطران را مطرا
۹۱
بدل سازم به زنار و به برنس
۹۲
ردا و طیلسان چون پور سقا
۹۳
کنم در پیش طرسیقوس اعظم
۹۴
ز روح القدس و ابن و اب مجارا
۹۵
به یک لفظ آن سه خوان را از چه شک
۹۶
به صحرای یقین آرم همانا
۹۷
مرا اسقف محقق‌تر شناسد
۹۸
ز یعقوب و ز نسطور و ز ملکا
۹۹
گشایم راز لاهوت از تفرد
۱۰۰
نمایم ساز ناسوت از هیولا
۱۰۱
کشیشان را کشش بینی و کوشش
۱۰۲
به تعلیم چو من قسیس دانا
۱۰۳
مرا خوانند بطلمیوس ثانی
۱۰۴
مرا دانند فیلاقوس والا
۱۰۵
فرستم نسخهٔ ثالث ثلاثه
۱۰۶
سوی بغداد در سوق الثلاثا
۱۰۷
به قسطنطین برند از نوک کلکم
۱۰۸
حنوط و غالیه موتی و احیا
۱۰۹
به دست آرم عصای دست موسی
۱۱۰
بسازم زان عصا شکل چلیپا
۱۱۱
ز سرگین خر عیسی ببندم
۱۱۲
رعاف جاثلیق ناتوانا
۱۱۳
ز افسار خرش افسر فرستم
۱۱۴
به خانان سمرقند و بخارا
۱۱۵
سم آن خر به اشک چشم و چهره
۱۱۶
بگیرم در زر و یاقوت حمرا
۱۱۷
سه اقنوم و سه قرقف را به برهان
۱۱۸
بگویم مختصر شرح موفا
۱۱۹
چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
۱۲۰
که مریم عور بود و روح تنها
۱۲۱
هنوز آن مهر بر درج رحم داشت
۱۲۲
که جان افروز گوهر گشت پیدا
۱۲۳
چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد
۱۲۴
چه بود آن صوم مریم وقت اصغا
۱۲۵
چگونه ساخت از گل مرغ عیسی
۱۲۶
چگونه کرد شخص عازر احیا
۱۲۷
چه معنی گفت عیسی بر سر دار
۱۲۸
که آهنگ پدر دارم به بالا
۱۲۹
وگر قیصر سکالد راز زردشت
۱۳۰
کنم زنده رسوم زند و استا
۱۳۱
بگویم کان چه زند است و چه آتش
۱۳۲
کز او پازند و زند آمد مسما
۱۳۳
چه اخگر ماند از آن آتش که وقتی
۱۳۴
خلیل الله در آن افتاد دروا
۱۳۵
به قسطاسی بسنجم راز موبد
۱۳۶
که جوسنگش بود قسطای لوقا
۱۳۷
چرا پیچد مگس دستار فوطه
۱۳۸
چرا پوشد ملخ رانین دیبا
۱۳۹
به نام قیصران سازم تصانیف
۱۴۰
به از ارتنک چین و تنگلوشا
۱۴۱
بس ای خاقانی از سودای فاسد
۱۴۲
که شیطان می‌کند تلقین سودا
۱۴۳
رفیق دون چه اندیشد به عیسی؟
۱۴۴
وزیر بد چه آموزد به دارا؟
۱۴۵
مگو این کفر و ایمان تازه گردان
۱۴۶
بگو استغفر الله زین تمنا
۱۴۷
فقل و اشهد بان‌الله واحد
۱۴۸
تعالی عن مقولاتی تعالی
۱۴۹
چه باید رفت تا روم از سر ذل
۱۵۰
عظیم الروم عز الدوله اینجا
۱۵۱
یمین عیسی و فخر الحواری
۱۵۲
امین مریم و کهف النصاری
۱۵۳
مسیحا خصلتا قیصر نژادا
۱۵۴
تورا سوگند خواهم داد حقا
۱۵۵
به روح القدس و نفخ روح و مریم
۱۵۶
به انجیل و حواری و مسیحا
۱۵۷
به مهد راستین و حامل بکر
۱۵۸
به دست و آستین باد مجرا
۱۵۹
به بیت المقدس و اقصی و صخره
۱۶۰
به تقدیسات انصار و شلیخا
۱۶۱
به ناقوس و به زنار و به قندیل
۱۶۲
به یوحنا و شماس و بحیرا
۱۶۳
به خمسین و به دنح و لیلة الفطر
۱۶۴
به عیدالهیکل و صوم العذارا
۱۶۵
به پاکی مریم از تزویج یوسف
۱۶۶
به دوری عیسی از پیوند عیشا
۱۶۷
به بیخ و شاخ و برگ آن درختی
۱۶۸
که آمد میوه‌ش از روح معلا
۱۶۹
به ماه تیر کانگه بود نیسان
۱۷۰
به نخل پیر کانجا گشت برنا
۱۷۱
به بانگ و زاری مولو زن از دیر
۱۷۲
به بند آهن اسقف بر اعضا
۱۷۳
به تثلیث بروج و ماه و انجم
۱۷۴
به تربیع و به تسدیس ثلاثا
۱۷۵
ز تثلیثی کجا سعد فلک راست
۱۷۶
به تربیع صلیبت باد پروا
۱۷۷
که بهر دیدن بیت‌المقدس
۱۷۸
مرا فرمان بخواه از شاه دنیا
۱۷۹
ز خط استوا و خط محور
۱۸۰
فلک را تا صلیب آید هویدا
۱۸۱
سزد گر عیسی اندر دیر هرقل
۱۸۲
کند تسبیح از این ابیات غرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.