زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۱۷ - در مذمت آب و هوای ری گوید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خاک سیاه بر سر آب و هوای ری
۲
دور از مجاوران مکارم نمای ری
۳
در خون نشسته‌ام که چرا خوش نشسته‌ام
۴
این خواندگان خلد به دوزخ سرای ری
۵
آن را که تن به اب و هوای ری آورند
۶
دل آب و جان هوا شد از آب و هوای ری
۷
ری نیک بد ولیک صدورش عظیم نیک
۸
من شاکر صدور و شکایت فزای ری
۹
نیک آمدم به ری، بد ری بین به جای من
۱۰
ایکاش دانمی که چه کردم به جای ری
۱۱
عقرب نهند طالع ری من ندانم آن
۱۲
دانم که عقرب تن من شد لقای ری
۱۳
سرد است زهر عقرب و از بخت من مرا
۱۴
تب‌های گرم زاد ز زهر جفای ری
۱۵
ای جان ری فدای تن پاک اصفهان
۱۶
وی خاک اصفهان حسد توتیای ری
۱۷
از خاص و عام ری همه انصاف دیده‌ام
۱۸
جور من است ز آب و گل جان گزای ری
۱۹
میر منند و صدر منند و پناه من
۲۰
سادات ری، ائمهٔ ری، اتقیای ری
۲۱
هم لطف و هم قبول و هم اکرام یافتم
۲۲
ز احرار ری و افاضل ری و اولیای ری
۲۳
از بس مکان که داده و تمکین که کرده‌اند
۲۴
خشنودم از کیای ری و ازکیای ری
۲۵
چون نیست رخصه سوی خراسان شدن مرا
۲۶
هم باز پس شوم نکشم پس بلای ری
۲۷
گر باز رفتنم سوی تبریز اجازت است
۲۸
شکرانه گویم از کرم پادشای ری
۲۹
ری در قفای جان من افتاد و من به جهد
۳۰
جان می‌برم که تیغ اجل در قفای ری
۳۱
دیدم سحرگهی ملک الموت را که پای
۳۲
بی‌کفش می‌گریخت ز دست و بای ری
۳۳
گفتم تو نیز؟ گفت چو ری دست برگشاد
۳۴
بویحیی ضعیف چه باشد به پای ری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.