انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
۲
چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را
۳
ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اندر غم
۴
وز عشق تو نه بس باشد ز هجران تو بس ما را
۵
کم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید
۶
غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را
۷
لبت چون چشمهٔ نوش است و ما اندر هوس مانده
۸
که بر وصل لبت یک روز باشد دسترس ما را
۹
به آب چشمهٔ حیوان حیاتی انوری را ده
۱۰
که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.