غزل شمارهٔ ۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
۲
وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا
۳
از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک
۴
در زیر پای عشق تو گم گشت سر مرا
۵
گر بیتو خواب و خورد نباشد مرا رواست
۶
خود بیتو در چه خور بود خواب و خور مرا
۷
عمری کمان صبر همی داشتم به زه
۸
آخر به تیر غمزه فکندی سپر مرا
۹
باری به عمرها خبری یابمی ز تو
۱۰
چون نیست در هوای تو از خود خبر مرا
۱۱
در خون من مشو که نیاری به دست باز
۱۲
گر جویی از زمانه به خون جگر مرا