غزل شمارهٔ ۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کرده خجل بتان چین را
۲
بازار شکسته حور عین را
۳
بنشانده پیاده ماه گردون
۴
برخاسته فتنهٔ زمین را
۵
مگذار مرا به ناز اگر چند
۶
خوب آید ناز نازنین را
۷
منمای همه جفا گه مهر
۸
چیزی بگذار روز کین را
۹
دلداران بیش از این ندارند
۱۰
با درد قرین چو من قرین را
۱۱
هم یاد کنند گه گه آخر
۱۲
خدمتگاران اولین را
۱۳
ای گم شده مه ز عکس رویت
۱۴
در کوی تو لعبتان چین را
۱۵
این از تو مرا بدیع ننمود
۱۶
من روز همی شمردم این را
۱۷
سیری نکند مرا ز جورت
۱۸
چونان که ز جود مجد دین را