غزل شمارهٔ ۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
با قد تو قد سرو خم دارد
۲
چون قد تو باغ، سرو کم دارد
۳
وصلت ز همه وجود به لیکن
۴
تا هجر تو روی در عدم دارد
۵
شادم به تو و یقین همی دانم
۶
کین یک شادی هزار غم دارد
۷
در کار تو نیست عقل بر کاری
۸
کار آن دارد که یک درم دارد
۹
دایم چو قلم به تارکم پویان
۱۰
زان قامت و قد که چون قلم دارد
۱۱
در راه تو انوری تو خود دانی
۱۲
عمریست که تا ز سر قدم دارد
۱۳
گر سرزنش همه جهان خواهی
۱۴
آن نیز به دولت تو هم دارد