Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا گر چون تو دلداری نباشد
۲
هزاران درد دل باری نباشد
۳
چو تو یا کم ز تو یاری توان جست
۴
چه باشد گر ستمکاری نباشد
۵
مرا گویی که در بستان این راه
۶
گلی بی‌زحمت خاری نباشد
۷
بود با گرد ران گردن ولیکن
۸
به هرجو سنگ خرواری نباشد
۹
اگرچه پیش یاران گویم از شرم
۱۰
کزو خوش خوی‌تر یاری نباشد
۱۱
تو خود دانی که از تو بوالعجب‌تر
۱۲
ستمکاری دل‌آزاری نباشد
۱۳
چگونه دست یابد بر تو آن‌کس
۱۴
کش اندر کیسه دیناری نباشد
۱۵
چو اندر هیچ کاری پاسخ من
۱۶
ز گفتار تو خود آری نباشد
۱۷
اگر فارغ بود سنگین دل تو
۱۸
ز بخت من عجب کاری نباشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.