Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی‌عشق توام به سر نخواهد شد
۲
با خوی تو خوی در نخواهد شد
۳
آوخ که به جز خبر نماند از من
۴
وز حال منت خبر نخواهد شد
۵
گفتم که به صبر به شود کارم
۶
خود می‌نشود مگر نخواهد شد
۷
گیرم که ز بد بتر شود گو شو
۸
دانم ز بتر بتر نخواهد شد
۹
ور عمر به کام من نشد کاری
۱۰
دیرم نشدست اگر نخواهد شد
۱۱
با عشق درآمدم به دلتنگی
۱۲
کاخر دل او دگر نخواهد شد
۱۳
هجرانت به طعنه گفت جان می‌کن
۱۴
وز دور همی نگر نخواهد شد
۱۵
جز وصل توام نمی‌شود در سر
۱۶
زین کار چنین به سر نخواهد شد
۱۷
خون شد دلم از غمت چه می‌گویم
۱۸
خون شد دل و بس جگر نخواهد شد
۱۹
تا کی سپری بر انوری آخر
۲۰
در خاک لگد سپر نخواهد شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.