غزل شمارهٔ ۱۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حسن تو عشق من افزون میکند
۲
عشق او حالم دگرگون میکند
۳
غمزهای از چشم خونخوارش مرا
۴
زهره کرد آب و جگر خون میکند
۵
خندهٔ آن لعل عیسی دم مرا
۶
هر دمی از گریه قارون میکند
۷
بر تنم یک موی ازو آزاد نیست
۸
من ندانم تا چه افسون میکند
۹
حسن او در نرد خوبی داو خواست
۱۰
خطش اکنون داو افزون میکند