Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش تا صبح یار در بر بود
۲
غم هجران چو حلقه بر در بود
۳
دست من بود و گردنش همه شب
۴
دی همه روز اگرچه بر سر بود
۵
با بر همچو سیم سادهٔ او
۶
کارم از عشق چون زربر بود
۷
گرچه شبهای وصل بود خوشم
۸
شب دوشین ز شکل دیگر بود
۹
یا من از عشق زارتر بودم
۱۰
یا ز هر شب رخش نکوتر بود
۱۱
کس نداند که آن چه طالع بود
۱۲
من ندانم که آن چه اختر بود
۱۳
از فلک تا که صبح روی نمود
۱۴
انوری با فلک برابر بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.