Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل در هوست ز جان برآید
۲
جان در غمت از جهان برآید
۳
گو جان و جهان مباش اندیک
۴
مقصود تو از میان برآید
۵
سودیست تمام اگر دلی را
۶
یک غم ز تو رایگان برآید
۷
همخانهٔ هرکه شد غم تو
۸
زودا که ز خان و مان برآید
۹
وانکس که فرو شود به کویت
۱۰
دیرا که از او نشان برآید
۱۱
گویی که اگرچه هست کامم
۱۲
تا کام دل فلان برآید
۱۳
لیکن ز زبان این و آنست
۱۴
هر طعنه که از زبان برآید
۱۵
نشنیدستی چنان توان مرد
۱۶
ای جان جهان که جان برآید
۱۷
دل طعنهٔ تو بدید بخرید
۱۸
تا دیدهٔ این و آن برآید
۱۹
ارزان مفروش انوری را
۲۰
گر باز خری گران برآید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.