Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوستی یک دلم همی باید
۲
وگرم خون دل خورد شاید
۳
خود نگه می‌کنم به مادر دهر
۴
تا به عمری از این یکی زاید
۵
هیچ‌کس نیست زیر دور فلک
۶
که نه زان بهترک همی باید
۷
دست گرد جهان برآوردم
۸
پای اهلی به دست می‌ناید
۹
انوری روزگار قحط وفاست
۱۰
زین خسان جز جفات نگشاید
۱۱
با کسی گر وفا کنی همه عمر
۱۲
عاقبت جر جفات ننماید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.