غزل شمارهٔ ۱۸۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بدو چشم تو که تا زندهام
۲
تو خداوندی و من بندهام
۳
سر زلف تو گواه منست
۴
که من از بهر رخت زندهام
۵
به رخ خویش بنازی چنان
۶
که من از عشق تو تا زندهام
۷
چه زنم خنده که در عشق تو
۸
ز دو صد گریه بود خندهام